Thursday, 15 September 2011

شوراي ملي مقاومت ايران:نگراني توليداتمي براي موشك

تلويزيون فرانسه:انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدين خلق

فراخوان نماينده بنياددانيل ميتران درژنو-حفاظت اشرف

پشت‌پرده اختلاس ۳۰۰۰میلیارد تومانی

روزنامه حکومتی جمهوری نوشت: «سایتهای خبری و تحلیلی با چاپ تصویر نامه‌یی به امضاء اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور، خطاب به وزیر اقتصاد و وزیر سابق راه و ترابری (حسینی و بهبهانی) در تاریخ 6مهر 89 از موافقت رئیس‌جمهور با خرید 5/50درصد از سهام شرکت فولاد خوزستان توسط شرکت مهندسی خط و ابنیه فنی راه‌آهن و دستور تسریع اقدام مساعد در این زمینه خبر دادند. این، همان شرکتی است که ماجرای اختلاس ۳۰۰۰میلیارد تومانی اخیر به آن مربوط می‌شود. این سایتها با انتشار این سند، از دستگاه قضایی پرسیده‌اند اکنون برای متهم اصلی و مقام اجرایی پشت این پرونده چه حکمی صادر خواهد شد و اگر صادر شود چگونه اجرا خواهد شد»؟

Sunday, 11 September 2011

مرغوبترین خرمای ایران در چنگال مین

به گزارش خبرگزاری حکومتی مهر ۲۰ شهریور مطرح شد: مرغوبترین خرمای کشور در چنگال مین، ۱۸ روستای خرمشهر خالی از سکنه اهواز می‌باشند. به گزارش رسیده، ۸سال جنگ برای آبادان و خرمشهر به‌عنوان کانونهای اصلی جنگ عواقب فراوانی به همراه داشت که تا به امروز دامن این شهر را گرفته است. یکی از جدی‌ترین مشکلات به وجود آمده عدم مین زدایی کامل مناطق جنگی به‌خصوص در خرمشهر به‌عنوان مرکز درگیریها و حملات زمینی دو کشور به‌شمار می‌رود.
در همین خصوص وجود برخی زمینهای مملو از مین باعث شده که اراضی کشاورزی و مناطق مسکونی در خرمشهر با وجود گذشت ۲۲ سال از پایان جنگ کماکمان در چنگال مینهای خنثی نشده باشند که این امر باعث شده امکان بازگشت به خانه برای برخی از روستائیان خرمشهر امکانپذیر نباشد.

نماینده مردم خرمشهر در مجلس در همین خصوص به خبرنگار مهر گفت: با وجود گذشت ۲۲ سال از پایان جنگ تحمیلی ۸ساله هنوز ۱۸ روستای این شهرستان خالی از سکنه است.

مصطفی مطورزاده گفت: به علت این‌که در ۸سال جنگ تحمیلی عملیات فراوانی در شهرستان خرمشهر از سوی ۲طرف جنگ انجام شد، میادین مین و موانع جنگی فراوانی در این شهر در زمان جنگ ایجاد شد. پس از پایان جنگ زحمات فراوانی برای خنثی سازی مینهای باقیمانده از زمان جنگ از سوی رزمندگان ایران صورت گرفت ولی هنوز برخی مناطق این شهرستان با وجود مینهای خنثی نشده و منطقه جنگی بودن مواجه هستند.

۱۸ روستای خرمشهر خالی از سکنه

مطورزاده ادامه داد: به همین دلیل اکنون ۱۸ روستای مسیر شلمچه خالی از سکنه است و هیچ فعالیت کشاورزی و سکونتی در آنها صورت نمی‌گیرد. این روستاها منطقه جنگی محسوب می‌شوند و دارای مین هستند که البته با تلاشهای صورت گرفته در چند سال اخیر مقدمات رفع موانع سکونت و هم‌چنین مین روبی آنها انجام شده تا ساکنان آنها به این مناطق مراجعه و زندگی خود را از سر بگیرند.

وی تأکید کرد: انتظار داریم دولت در این راه همکاری و همیاری بیشتری از خود نشان دهد تا مقدمات سکونت این خانواده در خانه اصلی خود فراهم شود و امکانات و زیرساختهای این اماکن با فوریت خاصی انجام شود.

مطورزاده تصریح کرد: مشکلات عدیده زندگی در شهرهای جنگی پس از پایان جنگ باعث شد بسیاری از مردم به شهر و خانه خود بازنگردند و طبق آمار موجود ۵۰ درصد مردمی که با شروع جنگ به شهرهای دیگر مهاجرت کردند به شهرهای جنگ‌زده بازنگشتند.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس ارتجاع دلیل عدم بازگشت این مردم به شهر خود را دلایل متفاوتی می‌داند که از جلمه آنها به ناموفق بودن طرح بازسازی شهرهای جنگ‌زده اشاره کرد و گفت: مناطق جنگ‌زده به‌خصوص شهرهای آبادان و خرمشهر هیچگاه به جایگاه قبل از جنگ خود بازنگشتند به همین دلیل مردم رغبتی برای بازگشت به شهر خویش ندارند.

۳۰ درصد شهر خرمشهر را مخرو به ها تشکیل می‌دهند

نماینده خرمشهر در مجلس ارتجاع تأکید کرد: وضعیت شهری مناطق جنگ‌زده هنوز به جایگاه سابق خود بازنگشته و با گذشت ۲۲ سال از پایان جنگ هنوز ۳۰ درصد شهر خرمشهر را ساختمانهای مخرو به یا زمینهای متروکه ناشی از جنگ تشکیل می‌دهد. در آبادان و سایر مناطق جنگی نیز وضعیت این‌چنین است و رغبتی برای مردم نمی‌ماند که به شهر خود بازگردند.

یکی دیگر از مشکلات خرمشهر بعد از جنگ محصور شدن بخشی از زمینهای کشاورزی این شهرستان در میان مینها است که باعث شده مرغوب ترین خرمای کشور که زمانی به علت شیرینی خاک و وجود آب فراوان از این منطقه برداشت می‌شد اکنون بلااستفاده باشد زیرا وجود مینها در این نقطه از شهر باعث شده امکان تردد برای کسی مهیا نباشد.

۱۲ کیلومتر نوار ساحلی در چنگال مین

نماینده خرمشهر در این خصوص گفت: ۱۲ کیلومتر از زمینهای کشاورزی حدفاصل نهر عریض و نقطه صفر مرزی ایران و عراق در شلمچه هم‌اکنون با مشکل وجود مین مواجه است و امکان تردد برای مردم به‌خصوص صاحبان این زمینها ایجاد نشده است.

مطورزاده افزود: زمانی مرغوب ترین خرمای کشور از این منطقه برداشت می‌شد ولی اکنون درختان خرما به علت محصور بودن در میدان مین بدون استفاده هستند و کشور از وجود چنین خرمای مرغوبی بی‌ نصیب است که انتظار داریم با تسریع عملیات مین روبی در این نقطه ضمن این‌که امکان بازگشت مردم به خانه‌های خود فراهم شود زمینهای کشاورزی این نقطه هم آباد شود.

وی در خصوص عملیات مین زدایی در خرمشهر گفت: البته نباید از حق گذشت و باید نیمه پرلیوان را هم دید زیرا در دو سال گذشته وزارتخانه‌های کشور و دفاع با همراهی سازمان منطقه آزاد اروند قدمهای مثبتی برای مین روبی در خرمشهر برداشته باشند که ما ضمن تقدیر از این فعالیتها انتظار تسریع در اجرای عملیات را داریم.

نماینده مردم خرمشهر اظهار داشت: شهرهای آبادان و خرمشهر و در کل استان خوزستان در طول جنگ در خط مقدم دفاع از خاک و وطن قرار گرفتند و برخلاف سایر شهرهای ایران که در این زمان به برکت پیروزی انقلاب اسلامی راه پیشرفت و توسعه را به سرعت طی می‌کردند صدمات فراوانی متحمل شدند بنابراین اکنون روا نیست که این شهر با زخمهای ناشی از جنگ پس از ۲۲ سال به‌حال خود رها شوند زیرا مردم این مناطق اکنون انتظار دارند دولتها برای حل مشکلاتشان قدمهای محکم‌تری بردارند و این انتظار، خواسته بیهوده‌ای نیست زیرا حق این مردم نجیب و رنج دیده بیش از این است.

یکصد کیلومتر تا اولین بیمارستان در شرق کرمان

مردم محروم استان کرمان در شرایط بسیار سختی زندگی می‌کنند و بی‌توجهی ایادی و ارگانهای رژیم آخوندی به این منطقه محروم نیز دردهای آنها را مضاعف می‌کند. خبرگزاری مهر که وابسته به وزارت اطلاعات رژیم آخوندی می‌باشد اخیراً گزارشی ازوضعیت اسفبار درمانی در این منطقه درج کرده است که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم. خبرگزاری حکومتی مهر ۱۹شهریور، عدم وجود بیمارستان در ۳شهرستان محروم و زلزله خیز شرق کرمان موجب شده است که بیماران و حادثه دیدگان این مناطق برای رسیدن به اولین مرکز درمانی تخصصی مجبور به طی مسافتی یکصد کیلومتری باشند. به گزارش خبرنگار مهر، طی سالهای اخیر کرمان شاهد تأسیس شهرستانهای مختلف بوده است که متأسفانه این شهرستانها از ابتدایی‌ترین امکانات یک شهر نیز برخوردار نیستند از جمله این مناطق می‌توان به شهرستانهای فهرج، ریگان و نرماشیر در شرق استان کرمان و در مرز سیستان و بلوچستان اشاره کرد که با محرومیت ناشی از عقب ماندگی طی سالهای گذشته دست و پنجه نرم می‌کنند.
شهرستان شدن این مناطق مصادف شد با زمین‌لرزه‌های مخوف بالای ۶ریشتر سال گذشته این شهرستانها که خوشبختانه به‌دلیل بروز این زمین‌لرزه در ارتفاعات و مناطق غیرمسکونی زمین‌لرزه‌ها کمترین آسیب را به این شهرستانها وارد کرد اما از سوی دیگر می‌توان گفت مردم این شهرستانها شانس آوردند که زمین‌لرزه در مناطق غیرمسکونی روی داد و مصدومان زیادی بر جای نگذاشت زیرا در این صورت هیچ بیمارستانی تا شعاع ۱۰۰کیلومتری ریگان و فهرج برای مداوای مصدومان وجود نداشت.
حدود ۱سال از زمین‌لرزه‌های شرق کرمان می‌گذرد و هم‌چنان طرح احداث ۲بیمارستان در شهر فهرج و شهر ریگان که مصوب هیأت دولت است در مرحله مقدماتی باقیمانده است و مسئولان نیز همپنان امیدوارند در آینده نزدیک کار ساخت این بیمارستانها آغاز شود

حدود ۱سال از زمین‌لرزه‌های شرق کرمان می‌گذرد و هم‌چنان طرح احداث ۲بیمارستان در شهر فهرج و شهر ریگان که مصوب هیأت دولت است در مرحله مقدماتی باقیمانده است و مسئولان نیز هم‌چنان امیدوارند در آینده نزدیک کار ساخت این بیمارستانها آغاز شود.
با وجود خطر بالقوه زمین‌لرزه دلیل تعلل در ساخت این بیمارستانها سؤال بسیار مهمی است که بدون جواب مانده که شاید یکی از دلایل آن کمبود بودجه در این بخش باشد.
با این وجود هزاران نفر ریگانی و فهرجی و صدها روستا نشین در مرز کرمان و سیستان و بلوچستان درصورتی‌که در این مناطق دچار حادثه و بیماری شوند باید ۱۰۰کیلومتر تا رسیدن به اولین بیمارستان در شهر بم طی کنند!

در خوشبینانه‌ترین حالت بیمار ۹۰ دقیقه بعد از حادثه به بیمارستان می‌رسد
این درحالی است که مسئولان اورژانس هر روز از کاهش زمان رسیدن امکانات درمانی به بستر بیمار خبر می‌دهند اما در صورت عقرب‌گزیدگی و مار گزیدگی که یکی از شایع‌ترین حوادث در این ۳شهرستان به‌خصوص در روستاها است یک بیمار درصورتی‌که بتواند خودرویی برای حمل‌ونقل بیابد باید از زمان بروز حادثه در خوشبینانه‌ترین حالت حداقل ۱/۵ساعت زنده بماند تا به بیمارستان برسد.
از سوی دیگر پزشک متخصص نیز در این شهرستان حلقه مفقودی است که دیگر به آرزو شباهت دارد تا خواسته مردم شهرستانهای شرق کرمان، ادامه این روند تاثیر منفی بر سطح بهداشت منطقه گذاشته است که نیاز به توجه مدیران ارشد استان دارد.

وعده‌ها ادامه دارد، به‌زودی کار ساخت بیمارستان آغاز می‌شود
مدیر شبکه و مرکز بهداشت شهرستان ریگان در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: به‌زودی کار ساخت بیمارستان ۳۲تختخوابی شهرستان ریگان آغاز خواهد شد.
منصور جلالی اظهارداشت: بیمارستان ۳۲ تختخوابی شهرستان ریگان یکی از مصوبات سفر هیأت دولت به استان است که کار مطالعاتی آن به اتمام و در زمینی به مساحت چهار هکتار اجرا به‌زودی اجرا خواهد شد.
وی ادامه داد: با پیگیریهای رئیس دانشگاه علوم پزشکی بم به‌زودی کار ساخت بیمارستان آغاز می‌شود.

جلالی مدیر شبکه و مرکز بهداشت ریگان افزود: یکی از مشکلات شهرستان نبود بیمارستان است که مردم ناگزیرند جهت هرگونه مداوا مسیر ۱۰۰کیلومتری ریگان بم را بپیمایند که خطراتی در این مسیر طولانی جان بیماران را تهدید می‌کند.
جلالی گفت: در شهرستان ریگان ۳۲خانه بهداشت وجود دارد که با توجه به نیاز منطقه کوهستانی شهرستان ۱مرکز بهداشتی درمانی در دهنه عباسعلی راه‌اندازی خواهد شد.
وی افزود: ۱مرکز بهداشتی درمانی در دهکن نیز به مردم عشایر این منطقه خدمات رسانی انجام می‌دهد.
مدیر شبکه و مرکز بهداشت ریگان از ساخت ۲خانه بهداشت دیگر در شهرستان در آینده‌ای نزدیک خبر داد.
جلالی در ادامه عملکرد ۳واحد پیشگیری و مبارزه با بیماریها شبکه و مرکز بهداشت شهرستان را چنین تشریح نمود اجرای طرح ملی قطره فلج اطفال در هر سال ۲نوبت، پیگیری بیماریهای شایع در مناطق مختلف و اعزام پزشک و دارو، پیگیری بیماران حیوان گزیده و درمان آنها، سمپاشی مالاریا در مناطق پر خطر در هر سال ۲نوبت در ۳منطقه آبگرم گریچ، تک فرهاد در منطقه دهکن زیارت شاه و ملک آباد، شیر آباد در هر نوبت سم مصرفی ۱۰۰کیلوگرم تأمین و تحویل واکسنهای روتین در خانه‌های بهداشت و مراکز بهداشتی درمانی، هم‌چنین تحویل وسایل نمونه گیری بیماریهای روده‌ای خصوصاً التور به خانه‌های بهداشت و مراکز بهداشتی درمانی که شامل محیط کشت چوب سواپ دستکش چسب نواری و پاکت فریزر از جمله اقدامات بهداشتی این منطقه است.
تسریع در ساخت بیمارستان ریگان ضروری است
محمد برزنگ، فرماندار ریگان در گفتگو با مهر ضمن ضروری دانستن احداث این بیمارستانها خواستار تسریع در این خصوص شد.
وی تصریح کرد: طی سالهای اخیر توجه ویژه‌یی در بخشهای مختلف به ریگان شده است که می‌توان از تصویب ساخت بیمارستان به این شهرستان و راه‌اندازی دهها خانه بهداشت در مناطق مختلف خبر داد.
وی گفت: باید در نظر داشت که به‌دلیل محرومیتهای سالهای گذشته این مناطق از این امکانات نیز محروم بوده است که هم‌اکنون خانه بهداشت در اکثر مناطق در دسترس مردم قرار دارد اما احداث بیمارستان ریگان در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است.
وی با اشاره به جمیعت ۸۰ هزار نفری ریگان گفت: این بیمارستان ۳۲ تختخوابی است و هزینه‌ای برابر ۱.۲ میلیارد تومان برای ساخت آن نیاز است و می‌تواند تاثیر چشمگیری بر ارتقای بهداشت و سلامت در این منطقه محروم داشته باشد.
وی گفت: هم‌اکنون مردم برای رسیدن به بیمارستان باید به بم مراجعه کنند که این امر هم مستلزم طی مسافت یکصد کیلومتری است ضمن این‌که پزشک متخصص نیز در ریگان مستقر نیست اما از لحاظ پزشک عمومی مشکلی در شهرستان وجود ندارد.

کمبود داروخانه و پزشک متخصص در کنار نبود بیمارستان مشکل بیماران فهرج

فرماندار فهرج نیز... یکی از ضروریات این شهرستان را بیمارستان دانست و خواستار رسیدگی فوری به این مسأله شد.

حسین زین الصالحین گفت: به‌دلیل نبود امکانات تخصصی پزشکی چاره‌ای جز اعزام بیماران به شهرستانهای مجاور نداریم و نکته جالب این‌که فهرج و ریگان به‌دلیل محرومیت نمی‌توانند یکدیگر را در این خصوص پشتیبانی کنند زیرا هر ۲شهرستان از وجود بیمارستان و امکانات تخصصی بی‌بهره هستند.

وی ادامه داد: امکانات موجود در حد اورژانسی است و سفر مردم به بم نیز شامل مخارج سنگین حمل‌ونقل و سکونت بیماران در بم است و از سوی دیگر خطر عبور و مرور بیماران در جاده‌ها نیز وجود دارد.

وی هم‌چنین به کمبود داروخانه در این شهرستان اشاره کرد و خواستار رسیدگی فوری برای رفع مشکلات در این مناطق شد.

با توجه به بعد مسافت و محرومیت مردم شرق کرمان و از سوی دیگر قرار گرفتن محورهای ترانزیتی کشورهای شرقی به مرکز کشور و هم‌چنین زلزله خیز بودن منطقه باید اولویت در شرق کرمان حداقل به ایجاد یک بیمارستان در اسرع وقت داده شود.

هر چند زمین‌لرزه سال گذشته در مناطق کوهستانی روی داد و خسارتی نداشت اما این سؤال مطرح می‌شود که اگر این حادثه بار دیگر و این بار در مراکز مسکونی روی دهد مسئولان کرمان برای امدادرسانی فوری چه راهکاری دارند؟

مردم خشمگین شهرهای تبریز، ارومیه، خوی و مرند امروز نیز به تظاهرات و تجمعهای ضدحکومتی ادامه دادند


در تبریز، در خیابان شهناز و سه‌راه امین میان جوانان و نیروهای یگان ویژه درگیری رخ داد.

برخی منابع از درگیریهای تن به تن میان جوانان و نیروهای بسیجی خبر می‌دادند.

در سه‌راه امین نیروهای امنیتی به طرز وحشیانه‌یی به زنان یورش می‌بردند.

این درگیریها در شرایطی بود که صدا ی هلیکوپتر و هواپیما در آسمان تبریز قطع نمی‌شد. شهر تاکنون این همه موتورسوار به خود ندیده بود ۷ تا ۱۰نفره ۱۰۰نفره از آنها مشغول گشت‌زنی بودند.

در ارومیه مردم از ابتدای خیابان فتوحی تا فلکه ژاندارمری تظاهرات کردند. آنان شعار می‌دادند:
«دریاچه ارومیه جان می‌دهد مجلس به قتل آن فرمان می‌دهد».

مأموران سرکوبگر رژیم به تظاهر‌کنندگان حمله کردند و تعدادی را دستگیر نمودند.

در خوی مردم در میدان اصلی شهر تجمع کردند.
در مرند فضا ملتهب بود و نیروهای ضدشورش در سطح شهر مستقر شده و به دستگیریهای گسترده دست می‌زدند.

Friday, 9 September 2011

شهادت می دهم که زندانیان جوان و دانشجو در ایران شکنجه و اعدام شده اند


نامه تکان دهنده دکتر ملکی خطاب به احمد شهید: شهادت می دهم که زندانیان جوان و دانشجو در ایران شکنجه و اعدام شده اند "من شهادت خواهم داد که در دهه 60 شمسی چگونه زندانیان جوان و دانشجویان اعم از زن و مرد را پس از شکنجه بسیار، ده ده و صد صد هر شب برای اعدام می بردند و آنها به سوی سرنوشت می رفتند و در راه سرود می خواندند. حاضرم حقایقی را که خود شاهد آنها در زندانهای نظام ولائی بوده ام را برایتان ذکر کنم و پای هزینه آن نیز بایستم."
دکتر محمد ملکی، اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب ایران, طی نگارش نامه ای تکان دهنده خطاب به احمد شهید، با اشاره به وضعیت اسفبار حقوق بشر در ایران و همچنین با تاکید بر «جنایت های حاکمان قدرت طلب و استبدادی» اعلام نموده که برای شهادت در مورد شکنجه و اعدام زندانیان در ایران آماده بوده و «پای هزینه آن» نیز ایستاده است.
به گزارش دانشجونیوز، به دنبال نگارش نامه های اعتراضی برخی از زندانیان و شخصیت های سیاسی خطاب به گزارشگر ویژه حقوق بشر و توصیف شرایط ناگوار زندان ها و همچنین نقض مستمر حقوق بشر در ایران، دکتر محمد ملکی، از اساتید بازنشسته دانشگاه تهران و از شخصیت های دانشگاهی برجسته مخالف حکومت ایران، خطاب به احمد شهید نامه ای نوشته و این گزارشگر ویژه را نسبت به آنچه که وی آن را «ظلم و ستم و بیرحمی حاکمان در حق ملت مظلوم» خوانده، مطلع ساخته است.

بر اساس این گزارش، دکتر ملکی در این نامه با اشاره به تجربه شخصی خویش از دوران زندانی بودن خویش و مشاهده بسیاری از شکنجه ها و اعدام زندانیان سیاسی در ایران صراحتا اعلام نموده که «حاضرم حقایقی را که خود شاهد آنها در زندانهای نظام ولائی بوده ام را برایتان ذکر کنم و پای هزینه آن نیز بایستم.»

دکتر محمد ملکی که مدت زیادی از عمر خویش را در زندان های ایران سپری کرده و حتی پیشتر محکوم به اعدام نیز شده بود، در آخرین مورد پس از ۱۹۱ روز بازداشت و آزار و اذیت به دلیل وخامت وضعیت جسمانی به طور موقت از زندان اوین آزاد شده و علی رغم اینکه که سال ۷۹ به ۷ سال حبس تعلیقی نیز محکوم شده بود، هنوز حکمی برای وی صادر نشده است.

به گزارش دانشجونیوز، متن کامل نامه دکتر محمد ملکی به شرح زیر است:

بسم الحق

جناب آقای دکتر احمد شهید

با سلام و ارادت و آرزوی موفقیت بخاطر کارسترگ و انساندوستانه ای که پذیرفته اید.

من دکتر محمدملکی استاد بازنشسته دانشگاه و نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب میخواستم بر اساس تجربیات شخصی ام، شمه ای از آنچه در مسیر نقض فاحش حقوق بشر در کشورم ایران می گذرد را جهت اطلاع بیشتر شما به عرضتان برسانم تا شاید گامی باشد جهت نجات ملتم از این همه ظلم و فساد و بیرحمی حاکمان در حق یک ملت مظلوم .

برادرم؛ آقای شهید

من هم یکی از ده ها هزار نفری بودم که در مدت 32 سال حکومت جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها حقوق انسانی ام از سوی حاکمان قدرت طلب و استبدادی نقض شده و شاهد بسیاری جنایت ها در زندانهای ایران بوده ام که به گوشه ای از آنها اشاره می کنم .

در سال 1357 بعد از پیروزی انقلاب و پس از برگزیده شدنم به ریاست دانشگاه تهران، برای پیاده کردن یکی از اهداف انقلاب، تمام توانم را بکار بردم تا دانشگاه و دانشکده ها به وسیله شورائی مرکب از استادان، دانشجویان و کارمندان که در یک انتخابات کاملا دموکراتیک انتخاب می شدند، اداره گردد. اینکار به مزاق حاکمیتی که همه امور کشور را در دست گرفته بود خوش نیامد تا بالاخره با یک کودتا به نام "انقلاب فرهنگی"، با حمله به دانشگاهها و کشتار تعدادی از دانشجویان همراه با مجروح کردن و دستگیری جمعی از آنها، دانشگاهها را بستند و تعداد زیادی از دانشگاهیان معترض را دستگیر و پس از شکنجه های فراوان اعدام نمودند. شورای مدیریت دانشگاه تهران و شورای عالی دانشگاه که کار اداره دانشگاه را به عهده داشتند با این امر به مخالفت برخاستند، ولی حاکمیت به جای پاسخگوئی به آنها تعدادی از آنها از جمله اینجانب را دستگیر و به بهانه مخالفت با امر رهبری (آیت الله خمینی) روانه زندانها نمودند. در یک دادگاه غیر قانونی بدون حضور وکیل محاکمه شدم و ابتدا به اعدام و سپس به 10 سال زندان محکوم گردیدم . در این مدت با بیرحمانه ترین رفتار از جمله زدن کابل به کف پا و سایر نقاط بدنم، آویزان کردن از سقف، کوبیدن سر به دیوار، زدن مشت و لگد که منجر به نابینائی چشم چپم و شکستگی استخوان مچ دست راستم شد و انواع شکنجه ها مواجه بودم. آثار بعضی از آن شکنجه ها هنوز روی بدنم باقیست. بعد از 5 سال ظاهرا از زندان آزاد شدم ولی ماهها باید هر چند روز یکبار خودم را به دادستانی معرفی می کردم تا مورد بازجوئی که خود نوعی شکنجه بود قرار می گرفتم .

در سال 1379 باتفاق دهها فعال ملی ـ مذهبی به بهانه "براندازی" مجددا دستگیر و مدت 6 ماه در یکی از مخوف ترین زندانهای سپاه (عشرت آباد) در سلولهای انفرادی (1متر در 2متر) زندانی شدم؛ سلولهائی که بنا به گفته حقوق دانان و روان پزشکان، زندانی بودن در آنها را "شکنجه سفید" می نامند. پس از حدود 7 ماه تحمل زندان (شکنجه سفید) برای محاکمه آزاد شدم و در یک دادگاه غیرعلنی و غیرقانونی محکوم به 7 سال زندان تعلیقی گردیدم.

در 31 مرداد سال 1388 و درحالیکه دچار بیماری سرطان پروستات و بیماری قلبی آریتمی و فشارخون بودم و دوران شیمی درمانی را می گذراندم و از ناراحتی قلبی و سنکپ های مرتب رنج می بردم، در ساعات اولیه روز عده ای از مامورین وزارت اطلاعات به منزلم هجوم آوردند و من را بعد از بازرسی خانه و مصادره تعداد زیادی از کتابهایم، از بستر بیماری مستقیم به زندان اوین، بند مربوط به وزارت اطلاعات (بند209)، بردند و در سلول انفرادی به مدت 3 ماه زندانی شدم. در بازجوئی ها انواع توهین و تحقیر را در حقم روا داشتند و تنها بدلیل نوشته ها و گفته های انتقادی ام، به من اتهام محاربه و توهین به آقایان خمینی و خامنه ای (رهبران جمهوری اسلامی) وارد ساختند. نهایتا پس از 191 روز زندانی شدن، بعلت شدت بیماری که در اثر آن چند بار به بیمارستان منتقل شدم به من مرخصی استعلاجی دادند تا شیمی درمانی ادامه یابد و عمل نصب دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب انجام شود . اخیرا برای محاکمه به دادگاه غیر علنی که خلاف بر قوانین خود جمهوری اسلامی است احضار شدم تا حکم قاضی صادر گردد و فعلا روزهای بسیار سخت و شکنجه گونه زیر حکم بودن را می گذرانم. من پیرمردی 78 ساله و بیمار هستم ولی برای تحمل هر حکمی آماده هستم زیرا هدفم مبارزه با ظلم و بیدادگری حاکمان و قدرت بدستان ایران بوده و هست و خواهد بود. به خدا و خلق تکیه دارم و از هیچ عقوبتی ترس ندارم و آرزویم ملاقات با شما و بیان حقایقی است از آنچه در 3 دهه اخیر در ایران گذشته و ظلمی که بر این ملت روا رفته است.

جناب آقای دکتر شهید؛

من شهادت خواهم داد که در دهه 60 شمسی چگونه زندانیان جوان و دانشجویان اعم از زن و مرد را پس از شکنجه بسیار، ده ده و صد صد هر شب برای اعدام می بردند و آنها به سوی سرنوشت می رفتند و در راه سرود می خواندند. حاضرم حقایقی را که خود شاهد آنها در زندانهای نظام ولائی بوده ام را برایتان ذکر کنم و پای هزینه آن نیز بایستم.

در پایان بنام یک ایرانی آرزو میکنم که در کارتان موفق باشید. مطمئن باشید خدا یار شماست .

ارادتمند و به امید دیدار ـ

دکتر محمد ملکی

زندانی سیاسی در تعلیق و استاد بازنشسته دانشگاه تهران

شهریور

خبرگان رژیم باند احمدی‌نژاد را تهدید به مقابله کرد

خبرگان رژیم در بیانیه پایانی اجلاس خود، با اشاره‌یی آشکار و با لحنی تهدید آمیز، باند احمدی‌نژاد را از هرگونه حاشیه‌سازی و حرکت چالش‌زا پرهیز داد.

خبرگان رژیم در بیانیه خود خطاب به باند احمدی‌نژاد نوشت: «در شرایط کنونی «حاشیه‌سازی» و طرح مسائل تنش‌‏زا بر خلاف مصالح انقلاب است. به فتنه‌گران قدیم و جدید نصیحت می‌کنیم که... . بدانند که با هرگونه حرکت فتنه‏‌انگیز و چالش‏‌زا به‌ویژه در آستانه انتخابات مقابله خواهد شد».

در بخش دیگری از بیانیه خبرگان رژیم با ابراز نگرانی از انزوای روزافزون جهانی، آمده است: «دشمنان اسلام و معاندان نظام و استکبار جهانی از طریق تحریم و تهدید به شبیخون فرهنگی و شبهه‌افکنی در مباحث دینی در برابر باورها و ارزش‏های اسلامی و محتوای نظام مقدس جمهوری اسلامی صف‌آرایی کرده‏اند»...

خبرگان رژیم در ادامه بیانیه خود، نوشت: «از... مسئولان محترم و صاحبان تریبون و رسانه، انتظار پاسداری از آن می‌‏رود، به‌خصوص در آستانه‏ انتخابات نهمین دوره‏ مجلس شورای اسلامی انتظار می‏‌رود، ... کاندیداهای محترم و حامیان ایشان پیوسته به اصل «وحدت» نگاه راهبردی داشته، نگذارند این عنصر.. آسیب ببیند».
خاطرنشان می‌شود، رفسنجانی در اجلاس پایانی خبرگان رژیم غایب بود و در آغاز اجلاس هم با تأخیر در جلسه حاضر شد. هم‌چنین رسانه‌های رژیم آخوندی به سخنرانی پاسدار قاسم سلیمانی سرکرده نیروی تروریستی قدس سپاه که قرار بود در اجلاس خبرگان آخوندی، درباره تحولات منطقه صورت گیرد، هیچ اشاره‌یی نکرده‌اند.

Thursday, 8 September 2011

انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدين خلق شورنهائي-ق دوم

انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدين خلق(شورنهائي)- ق اول

روزنامه فیگارو فاش کرد: اتحاد غیرطبیعی رژیم ایران با القاعده

پاریس - فیگارو، 5سپتامبر ۲۰۱۱ (14شهریور ۱۳۹۰) فاش کرد:
«اسامه بن‌لادن بارها به طرفدارانش تکرار کرده بود: ”چند کشور نباید توسط عملیات ما هدف قرار بگیرند، از جمله سوریه و ایران که راههای عبور جهادگران به‌سوی اردوگاههای ما در افغانستان هستند“.

به عبارت دیگر، بن‌لادن و رهبران رژیم ایران، ترجیح می‌دادند اختلافاتشان را مسکوت بگذارند و با یکدیگر همکاری بکنند.
این اتحاد غیرطبیعی میان القاعده و ایران از سالهای ۱۹۹۰ که بن‌لادن در سودان بود آغاز شده بود و پس از سوءقصدهای 11سپتامبر تقویت شد.

درحالی‌که کادرهای القاعده در منطقه قندهار فراری بودند و بن‌لادن در مناطق کوهستانی گم شده بود، تعدادی از کادرهای القاعده راه ایران را پیش گرفته بودند. سیف‌العدل (رئیس امنیتی القاعده و کارشناس مواد منفجره) و محمد المصری قبل از سال ۲۰۰۱ تماسهایی را با پاسداران انقلاب برقرار کرده بودند.
علاوه بر این، چند تن از پسران و دختران بن‌لادن در ایران مستقر شده بودند... .

سپس در سال ۲۰۰۳ و پس از جنگ به‌راه افتاده در عراق، تهران که به‌تازگی علیه دشمن قسم ‌خورده‌اش صدام حسین به همکاری با واشنگتن مشغول شده بود، اظهار آمادگی کرد که افراد القاعده را مابه‌ازای افراد مجاهدین، به آمریکاییها تحویل بدهد، این مخالفان ایرانی که رژیم تهران را در مرز به چالش می‌طلبند... .
مایک شورر که در آن زمان از مسئولان عالیرتبه سازمان سیا بود، می‌گوید که ما با این مبادله موافق بودیم ولی رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا، آن را نپذیرفت.

در سال ۲۰۰۵، صادق خرازی، سفیر ایران در پاریس، مجدداً پیشنهاد این مبادله را از طریق وزارت امور خارجه فرانسه به آمریکا ارائه داد اما این بار هم واشنگتن از پذیرش آن خودداری کرد».
فیگارو هم‌چنین فاش کرده است که رژیم ایران در چارچوب توافق‌هایش با القاعده، این گروه را از طریق عبدالعزیز خلیل، مسئول ارشد لجستیکی القاعده، تأمین مالی می‌کند.
عبدالعزیز خلیل که در سوریه به‌سر می‌برد، در 28ژوئیه گذشته از سوی خزانه‌داری آمریکا لیست‌گذاری شده است.

یادآوری می‌کنیم که صادق خرازی، سفیر وقت رژیم در فرانسه، برادر کمال خرازی، وزیر خارجه آخوند خاتمی بود. وی که در همان زمان هم با ”خودکار سبز خامنه‌ای“ در پاریس خرازی می‌کرد، از یک سو با سیا در حال توطئه و گفتگو برای استرداد مجاهدین بود و از سوی دیگر با هیأت وکلای صدام حسین، رئیس‌جمهور پیشین عراق، گرم گرفته و به آنها پیشنهاد 120میلیون دلار رشوه کرد تا استفاده از گاز کشنده سیانید و بمباران شیمیایی حلبچه را به گردن مجاهدین بیندازند. وی هم‌چنین در زدوبند با دولت شیراک و از طریق کمپانی نفتی توتال و حراج نفت ایران، پولهای کلانی برای پرونده‌سازی 17ژوئن علیه مجاهدین و مقاومت ایران، هزینه کرد.


با این همه مجاهدین و مقاومت ایران با پایداری خیره‌کننده خود توانستند زنجیر توطئه‌های ارتجاعی و استعماری را که رژیم آخوندی با کمک سازمانهای اطلاعاتی کشورهای غربی به‌هم بافته بود، یکی پس از دیگری از هم بگسلند و در هم بشکنند.


فیگارو صفحه اول همین شماره خود را به جریان دادگاه و محاکمه ژاک شیراک رئیس‌جمهور قبلی فرانسه به‌خاطر فساد مالی و اختلاس در شهرداری پاریس، اختصاص داده است.

انتخاب مسئول اول مجاهدین، انتخاب جنگ صد برابر برای به زیرکشیدن رژیم ولایت فقیه

سخنرانی مریم رجوی در مراسم انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران در اشرف
 
بسم الله الرحمن الرحیم
إنّا أعطیناک الکوثر. فصلّ لربّک وانحر. إنّ شانئک هو الأبتر همانا که ما به تو کوثر را عطا کردیم، سرچشمه فزایندگی و بالندگی. پس نماز بگزار و قربانی کن و بر این نعمت شکرگزار باش به راستی که دشمن تو بی‌دنباله و بی‌آینده است.
خواهران و برادران عزیزم!
با هزار سلام به اشرف پایدار و پیروز و سرفراز!
به همه شما سلام و تبریک و شادباش می‌گویم. خوشحالم که در چنین روز فرخنده‌یی با شما صحبت می‌کنم که هم در آستانه سالروز بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق ایران است و هم شما دست‌اندرکار انتخاب مسئول اول جدیدی برای مجاهدین بوده‌اید. در ربع قرن اخیر، مجاهدین بارها بر اساس آرای تک‌تک اعضای خود، مسئول اول خود را انتخاب کرده‌اند، اما انتخاب امروز، فراتر از همه انتخاب‌هایی است که تا به‌حال داشته‌اید. مسئول اولی که امروز انتخاب کرده‌اید، مسئول اول مجاهدین در زمانه جنگ صد برابر است و قطعاً شما هم با این شاخص او را انتخاب کرده‌اید. بنابراین اجازه بدهید که قبل از همه به خواهر عزیزم زهره اخیانی تبریک بگویم. دعا می‌کنم که خدای بزرگ او را یاری کند و او را در پناه لطف خودش بگیرد و او را نزد مردم ایران روسفید کند. این انتخاب را هم‌چنین به مژگان و صدیقه و شورای رهبری و برادران مسئول‌ و به یکایک مجاهدین و هواداران مجاهدین در داخل و خارج کشور تبریک و تهنیت می‌گویم.
این‌که همین امروز، در برابر جمع بزرگ مجاهدین، شما مهم‌ترین مسئولان مجاهدین را هم انتخاب و معرفی کرده‌اید، بسیار شایسته و به‌جا و شایان تبریک است. به خواهران عزیزم زهره قائمی، فائزه محبت کار و معصومه ملک محمدی، همردیفان مسئول اول مجاهدین تبریک می‌گویم و برای آنها در انجام این مسئولیت بزرگ آرزوی موفقیت می‌کنم. اجازه بدهید از جانب تمام مقاومت ایران از خواهر گرامی‌مان صدیقه حسینی عمیقاً تقدیر کنیم که در سخت‌ترین ایام پرچم مجاهدین را با لیاقت هرچه تمام‌تر، به دوش کشید. جنبش ما از او جز خیر و نیکی و پیشرفت و پایداری ندیده است. از یاد نمی‌بریم که رو در روی رژیم ولایت فقیه گفت: «ما زن و مردم جنگیم بجنگ تا بجنگیم» و این کلمات به سرعت دانشگاههای ایران را فرا گرفت. یقین دارم که از این پس نیز در کنار مژگان و مسؤل اول جدید شما لنگری استوار برای اشرف و برای همه شما خواهد بود.
هم‌چنین می‌خواهم از سردار اشرف، خواهر عزیزم مژگان تجلیل کنم و به او درود بفرستم که پیچیده‌ترین و سنگین‌ترین مسئولیتها را در رهبری اشرف به عهده داشته و دارد و حقیقتاً در دوران پایداری یک نقش تاریخی ایفا کرده است. هم‌چنین به همه شما اعضای شورای رهبری مجاهدین در اشرف که در این دوران پرفتنه چون کوهی استوار پشت صدیقه و مژگان ایستاده بودید تبریک می‌گویم. من به تک‌تک شما افتخار می‌کنم و از شما سپاسگزارم. همین طور می‌خواهم تقدیر کنم از خواهر عزیزم زهرا مریخی یکی از شایسته‌ترین مسئولان مجاهدین و مقاومت ایران که هر چند در کنار شما در اشرف نیست، اما نقش بی‌بدیلی در هدایت کارزار دفاع از اشرف دارد و خودش و خواهران و برادرانی که او را یاری می‌کنند، سمبلهای نسلی هستند که در مبارزه برای آزادی به تعادل‌قوای زمانه تسلیم نشدند و ناممکنها را ممکن کرده‌اند. خدا او را برای این مقاومت و برای مردم ایران حفظ کند.
برای همه ما مثل روز روشن است که پایداری بی‌همتای اشرف و کل مقاومت ما فقط و فقط در یک مسیر صحیح و بر اساس یک استراتژی روشن، سنجیده و بدون اعوجاج میسر شده که آن هم مدیون رهبری و درایت مسعود است.
خدا را شکر می‌کنیم که این جنبش و سازمان با چنین سرمایه‌ بی‌نظیری توانست از انحراف و کجی و انواع آفت‌ها در امان بماند و به عهد خود با مردم ایران وفا کند. شکی نیست که در همین مسیر پرشکوه، آزادی مردم ایران محقق خواهد شد.
اشرفی‌ها، مجاهدان سرفراز
جنایتکارانی که بر اساس دستور و طرح و تدارک رژیم ولایت فقیه در ۱۹ فروردین به شما حمله کردند، گمان می‌کردند‌ که یا اشرفی‌ها را به کلی پاکسازی می‌کنند یا اگر در آن روز کار اشرف یکسره نشود، عوارض و آثار آن اشرف را در تسلیم و اضمحلال فرو می‌برد. امروز یعنی ۵ماه پس از آن یورش وحشیانه، شما در انتخاب مسئول اولتان قد برافراشته‌اید و هرکس‌ می‌تواند ببیند که هم در صحنه سیاسی و بین‌المللی و هم نزد مردم ایران و هم از نظر تشکیلاتی و ایدئولوژیک به مراتب قدرت‌مندتر، استوارتر و شایسته‌تر به‌پاخاسته‌اید.
آن‌چه امروز شاهدش هستیم، شکوفه پایداری ۹ساله است:
ـ آن رنج‌های طولانی، آن شهادتها و جراحت‌ها
ـ ربودن برادرانتان
- کشتار حامیان و دوستان عراقی‌تان
ـ محاصره و قطع ارزاق و سوخت و مواد غذایی
ـ جلوگیری از دسترسی شما به درمان و دارو، و مرگ جانگداز خواهران و برادران بیمارتان که امکان نجات آنها وجود داشت.
ـ شکنجه روانی ۲۴ ساعته با صدها بلندگو و همه اقدام‌های کثیف و لئیمانه‌یی که هم‌چنان ادامه دارد.
ایستادگی جانانه شما در برابر همه این شرایط طاقت‌فرسا، حالا ثمره و نتیجه داده است. این موقعیت و این انتخاب، هم‌چنین برآمده از دستاوردهای سیاسی مقاومت شماست:
ـ جنبش جهانی بی‌نظیری که از شریف‌ترین شخصیتها، مقامات و پارلمانتر‌ها در دفاع از اشرف و آزادی مردم ایران تشکیل‌شده‌است.
ـ قطعنامه‌ها و بیانیه‌های پرشماری که در حمایت از شما، یعنی در دفاع از حق مردم ایران برای تغییر رژیم، به تصویب‌رسیده،
و پیروزی تمام عیار شما بر لیست تروریستی در اروپا و مفتضح کردن آن در آمریکا بر اساس احکام بیش از ۲۰دادگاه، که عدالت و حقوق و قانون را در جانب شما قرار داد و به مشروعیت و مظلومیت شما اذعان نمود.
بله لحظه پرشکوهی که امروز در اجتماع شما خلق شده، نتیجه پایداری شما و برآیند همه این دستاوردهاست. به همین دلیل در خلق این پیروزی همه حامیان شما شرکت داشته و دارند. همه اشرف‌نشانها و یاران از خودگذشته شما که ماهها و ماههاست در ژنو یا واشنگتن در حال تحصن‌اند و همه کسانی که در چارگوشه جهان در دفاع از شما سر از پا نمی‌شناسند، همگی در انتخاب شما سهیم و شریک‌اند.
کما این‌که امروز شهیدان ۶و۷مرداد و شهیدان ۱۹ فروردین، در اجتماع شما حاضر و ناظرند. هم‌چنان که مجاهدشهید علی صارمی در آن جاست و به شما لبخند می‌زند، هم‌چنان که مجاهدان شهید جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی و محسن دگمه‌چی و حجت زمانی و عبدالرضا رجبی و ولی الله فیض مهدوی و تمامی شهیدان و همه مجاهدان صدیق اشرفی... .
لابد یادتان هست که همین ۲ماه پیش، کسانی که برای جابه‌جایی اشرف در عراق تلاش می‌کردند، به نیابت از رژیم و دولت دست‌نشانده‌اش در عراق، خواستار انحلال مجاهدین می‌شدند. حالا شما امروز به همه آنها دارید پاسخ می‌دهید. آنها می‌خواستند اشرف را خاموش کنند. حالا این شمایید که سراسر ایران را نورافشان می‌کنید.
۲سال پیش آن مشاور امنیتی معلوم‌الحال می‌خواست اشرف را به جای غیرقابل تحمل تبدیل کند، در سال ۸۲ کسانی بودند که نسخه تجزیه اشرف را می‌پیچیدند، همان زمان، در فرانسه کسانی بودند که برای از هم‌پاشاندن مقاومت خط و نشان می‌کشیدند، در قتل‌عام زندانیانمان در سال ۶۷ خمینی جلاد می‌خواست نسل مجاهدین را ریشه کن کند...
و اگر بشماریم، تقریباً هر سال ۱بار یکی از این دیکتاتورها یا هم‌خطان و خدمتکاران آنها وعده فروپاشی به این مقاومت داده‌اند. حالا ببینید چه کسی فرو پاشیده و چه کسی ماندگار است؟
درست در همین ماه‌ها وضع نزار رژیم ولایت فقیه تماشایی است. مگر مهم‌ترین متحد و تکیه‌گاه سیاسی خامنه‌ای در درون رژیم، پاسدار احمدی‌نژاد و همدستان او نبودند؟ مگر ۶سال سرمایه‌گذاری سیاسی خامنه‌ای در روی کار آوردن این گماشته، خلاصه نمی‌شد؟ مگر برای نشاندن او بر کرسی ریاست‌جمهوری، آن رسوایی و فضیحت بزرگ را به جان نخرید و آن همه تقلبات عجیب و غریب نکرد؟ حالا آن سرمایه سیاسی به «جریان انحرافی» تبدیل شده است.
حقیقت این است که الگو و راه‌حلی که خامنه‌ای برای حفظ رژیم سرهم‌بندی کرده بود، شکست خورده است.
می‌گویند خامنه‌ای روز به روز در حال رفع و رجوع کشمکش درون رژیم است تا مردم ایران کم‌تر از این بحران با خبر شوند. اما همه می‌دانند که هیچگاه مثل امروز، ولی‌فقیه رژیم دچار ضعف و تنگنا نبوده است. به‌خصوص که جبهه منطقه‌یی رژیم هم در حال فرو ریزی است. قطعاً تحولات ماههای آینده و پیشرفت انقلاب‌های مردم خاورمیانه، تکیه گاههای این رژیم را یکی پس از دیگری در هم می‌شکند و خواهیم دید که دارودسته خامنه‌ای در چه باتلاقی فرو خواهند رفت.
هم‌چنین، جناح مغلوب رژیم را بنگرید که مدتی با نقاب سبز به مخالفت با رژیم تظاهر می‌کرد. اما از یک طرف به‌خاطر تهدیدها و مانورهای خامنه‌ای و از طرف دیگر در وحشت از سمت‌گیری قیام‌ها علیه موجودیت رژیم، به دفاع از قانون اساسی ولایت فقیه و حفظ رژیم، کمربست و امروز جز فراخوان به سکوت و تسلیم دربرابر آن و لجن‌پراکنی و ابراز خصومت علیه مجاهدین، رسالتی برای خودش قائل نیست. حقیقت این است که امروز تمام رژیم، هم جناح غالب آن و هم جناح مغلوبش در بن‌بست‌اند، اوضاع از هر طرف که بچرخد به زیان آنهاست و راهی در برابرشان نیست.
تمایل جوشان مردم ایران به سرنگونی رژیم ولایت فقیه که در قیامهای بهمن و اسفند به خوبی نشان داده شد، راه خود را به سوی پیروزی باز می‌کند. این نبردی است که شما اشرفیها در امیرخیز این دوران به پیش می‌برید. نبردی است برای اعاده حقوق مردم ایران که به نبرد سرنگونی رژیم ولایت فقیه راه می‌برد و اکنون داد و فغان رژیم را از هر طرف به آسمان رسانده است. این نبرد پرشکوه را هرچه گسترده‌تر و پرشتاب‌تر به‌پیش ببرید. این برعهده شما پیشتازان در قلب تپنده انقلاب ایران است که این مسئولیت بزرگ و سترگ را پیش ببرید و به نتیجه نهایی دست پیدا کنید.
(جمعیت: حاضر حاضر حاضر!)
ماشاالله به این حاضر گفتن‌ها. مطمئنم صدای آن اقصی نقاط ایران را خواهد پوشاند. زندانها را در برخواهد گرفت هم‌چنین کوچه و خیابانها و یک یک خانه‌ها را. و مهمتر از همه کاخ یزید زمان، ولایت فقیه، را خواهد لرزاند و نوید پیروزی را به ارمغان خواهد آورد. درود بر همه شما
خواهران و برادران، اشرفیهای قهرمان
دشمنان شما بر اساس معیارها و فرهنگ عقب‌مانده و ارتجاعی خود به شما نگاه می‌کنند. در نتیجه از فهم پایداری شما عاجز‌ند. آنها نمی‌توانند بدانند که راز پایداری شما چیست؟ اما مقاومت شما در ۲ دهه گذشته، آزمون درخشانی را از سر گذراند و اثبات کرد که ایستادن در برابر پلیدترین و مخوف‌ترین دیکتاتوری جهان، لاجرم باید بر یک روابط عاری از بهره‌کشی، عاری از تبعیض و نابرابری، عاری از ستم جنسیتی، عاری از منافع فردی و مبتنی بر انتخاب آزادانه باشد.
این تجربه از ۲۲ سال پیش که به نام انقلاب درونی مجاهدین معروف شده، یک دگرگونی فکری و فرهنگی ایجاد کرده که محصول آن از یک طرف مسئولیت پذیری زنان پیشتاز، و از طرف دیگر شکوفایی هرچه بیشتر مردان، یعنی رهایی از بندهای ستم و استثمار است و برآیند آن برخورداری مردم ایران از پولاد آبدیده‌یی است که از آفت‌های ارتجاعی و استعماری گزندی نمی‌بیند. در ۲ دهه پیش این حقیقت، هنوز خود را در عمل نشان نداده بود. چه بسا برخیها نسبت به آن ناباور بودند. اما حالا یک آزمایش طولانی را پشت سر گذاشته‌ایم. به‌خصوص پایداری ۹ ساله، بسیاری حقایق را اثبات کرد. و بیش از هر چیز، آن چه نشان داده شد، جایگاه زنان پیشتاز بود که وقتی در موضع مسئولیت قرار گرفتند کل این جنبش را چند مدار ارتقا داده و پایداری و آسیب‌ناپذیری آن را تضمین کردند. آنها در این ۹ سال در سخت‌ترین شرایط، اشرف را با شایستگی تمام رهبری کردند و از این آزمایش بزرگ، سربلند بیرون‌آمدند. به همین دلیل پس از «فروغ اشرف» گفتم: «این زنان، نیروی پیشتاز و نیروی تغییر، جواهرات بی‌همتا و گنجینه فنا‌ناپذیر کارزار ۱۰۰ساله ملت ایران برای آزادی و تضمین پیروزی هستند». یکی از فراز‌های این مقاومت را امسال در ۱۹فروردین و در قهرمانی‌های زنان اشرفی دیدیم. زنان قهرمانی مثل صبا و مهدیه، آسیه و نسترن، فاطمه و فائزه و شهناز و مرضیه که الگوی نوینی از زن مجاهد خلق را در حماسی‌ترین نبرد ارائه کردند. راستی که آنها هر کدام سوگند مجسم پایداری و ایستادگی این نسل شدند. این زنان به بالندگی و شکوفایی این نسل گواهی دادند و اینچنین برگسترش شورای رهبری و مسئولیت‌پذیری هر چه بیشتر آنان در مبارزه برای آزادی پای فشردند. اگر یادتان باشد در سال ۱۳۷۲، هنگام انتخاب ۲۴ عضو شورای رهبری، تأکید کردم که این صفی است تا تهران و حالا پیشرفت و گسترش آن را روز به روز و سال به سال می‌بینید. این مسیری است که با فداکاری و راهگشایی سمبل زن انقلابی مجاهد خلق اشرف رجوی و هزاران زن مقاوم شهید در مقابل این رژیم آغاز شد و تا به امروز امتداد یافته است. زنانی که ویژگی‌شان تسلیم ناپذیری در مقابل سختی‌ها و موانع است. در مبارزه و پایداری خستگی و توقف نمی‌شناسند و با همه سوابق و مرتبت‌شان به خضوع و فروتنی نسبت به دیگران شناخته می‌شوند. با چنین کیفیتی است که حضور و نقش این زنان پیشتاز در مقاومت ما، رژیم ولایت فقیه را از بنیاد در هم می‌کوبد و جایی برای سازش و مماشات با آن باقی نمی‌گذارد. این است ارمغان و هدیه ما به خلق محبوب‌مان.
هم‌چنین باید به موقعیت و نقش برادران‌ مجاهدمان اشاره کنم که در پایداری 2دهه گذشته فرهنگ انسانی نوینی خلق‌کرده‌اند. فرهنگی که در آن مردان نه از قدرت طلبی و کرسی خواهی و منافع فردی، بلکه از مبارزه برای آزادی، انگیزه‌می‌گیرند. از صدق ورزیدن است که سرشار می‌شوند، از یگانگی و راستی و بازگفتن صمیمانه آن‌چه در دل و ضمیرشان می‌گذرد، نه از ارائه یک شخصیت کاذب و تصنعی.
انتقادپذیری و شنیدن دیگران را ارزش انسانی یافته‌اند نه تکبر و بی‌اعتنایی به سایر انسانها را. از نگاهها و ارزشهای بهره‌کشانه تطهیر شده‌اند و به زنان، قبل از هرچیز از منظر ارزشهای انسانی که در زن و مرد یکسان است نگاه می‌کنند. این افسانه را که ایدئولوژی مردسالار درباره خصلت مهاجم مردان به هم بافته است، و این دروغ تاریخی که مردان را در ایدئولوژی جنسیت مسلوب‌الاراده‌ جلوه می‌دهند، در هم پیچیده‌اند. کما این‌که حائل‌هایی را که برای پنهان کردن صلاحیت زنان ابداع شده، از میان برداشته‌اند و به توانایی حقیقی زنان چشم گشوده‌اند و به جای نادیده گرفتن آنها، راه همبستگی و همیاری با آنها را فراگرفته‌اند. راستی که آنها اراده خود و دیدن و شنیدن و تمام حواس انسانی را به مراتب انسانی‌تر کرده و آن را غنا بخشیده‌اند. این چنین است که کوهمردان مجاهد، زنجیر‌های از خودبیگانگی را در هم شکسته و خود را از بندهای یک فرهنگ استثماری رها کرده‌اند و برای اولین بار در تاریخ، نسلی از مردان شده‌اند که چه در آرمان و چه در عمل، برابری زن و مرد را گواهی‌داده و مبلغ و مروج آن شده‌اند. چنین پیشرفتی و چنین خلق جدیدی بر همه مردان مجاهد مبارک باد. آثار این پیشرفت انسانی قطعاً محدود به مجاهدین نخواهد بود و خیرات آن متعلق به خلق قهرمان ایران است.
خواهران و برادران عزیزم
مراسم انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران که یکی از روال‌های جاافتاده و نهادینه شده در مناسبات شماست، درعین‌حال از مظاهر دمکراتیسم درونی مجاهدین است. به‌خصوص که می‌دانید مسئول اول مجاهدین مسئولیت حساس‌ترین و خطیرترین و مهم‌ترین امور این سازمان را در دست دارد و کلیدی‌ترین نقش در کل این سازمان برعهده اوست. او در ایفای مسئولیت‌اش بر عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری جمعی در مجاهدین یعنی شورای رهبری مجاهدین متکی است. در 2دهه گذشته، به‌ رغم شرایط پرفشار امنیتی و نظامی، سازمان مجاهدین مطابق آیین‌نامه‌های خود بارها به انتخاب مسئول اول دست‌زده است که امروز بسیاری از هم‌میهنان با آنها آشنا هستند، خواهران عزیزم فهیمه، شهرزاد، نسرین، تهمینه، مژگان و صدیقه و حالا هم زهره. در کنار آنها باید اشاره کنم به همردیفان و هم‌چنین معاونان مسؤل اول سازمان در هرکجا که هستند آنها هم به قول شما صفی هستند تا تهران. مسئولان اول مجاهدین مثل سایر مسئولان این سازمان پیوسته در معرض انتقاد و قضاوت تمام سطوح سازمان قرار دارند. در شرایط کنونی مسئول اول، شورای رهبری، مسئولان و معاونان بخشهای مختلف ارگانهایی هستند که بر پیشبرد و اجرای سیاستهای سازمان نظارت دارند. این هم واضح است که همه تصمیم‌گیریها در این جنبش بدون استثنا از یک پروسه تصمیم‌گیری جمعی عبور می‌کند و جز در چنین روالی هیچ تصمیمی اتخاذ نمی‌شود. به همین دلیل اعضای سازمان مجاهدین بیش از هر جنبش دیگری در تاریخ در نشستهای تصمیم‌گیری درباره موضوعات مختلف شرکت دارند. اجلاسهای شورای رهبری، مسؤلان و معاونان قسمت‌ها و بخشهای مختلف، متناسب با تحولات، گاه هر هفته یا هر ماه برگزار می‌شود. مجاهدین عمد دارند که در مورد مسایل حسّاس از‌طریق بحث و اقناع مکفی به یک نقطه‌نظر مشترک برسند. از این رو نشست‌هایشان گاه روزها و هفته‌ها بطول می‌انجامد.
در حقیقت تکیه بر رهبری جمعی و رهبری مسئولیت پذیر و قابل انتقاد، یکی از مشخصه‌های سازمان مجاهدین خلق ایران است. این واقعیت را هم همگان شاهدند که با وجود سرکوبگریها و حملات و تهدیدات رژیم در هر شرایطی همه امور در کل این مقاومت و از جمله در مجاهدین شفاف است.. طی 3دهه گذشته، این مقاومت به‌طور مستمر اسامی و مشخصات مسئولان خود را منتشر کرده‌ است. کما این‌که اسناد و گزارش‌های مالی این مقاومت بارها منتشر شده است. حقیقت این است که سطح عالی پایداری و مقاومت موجود در مجاهدین، فقط و فقط درمناسباتی با عالیترین درجه از دموکراتیسم شکوفا می‌شود. می‌دانم که این واقعیتها برای شما از امور عادی و غیرقابل بحث است. بسیاری هم دورادور از پایبندی این جنبش به روال‌های دموکراتیک و تصمیم‌گیری جمعی با خبرند. با این حال، می‌بینید که برخی‌ها چشم و گوش خود را بسته‌اند و یکی از مهم‌ترین نقطه قوت‌های این جنبش یعنی روابط انسانی پیشرفته آن را که یکسر بر انتخاب آزادانه بنا شده مورد حمله قرار می‌دهند یا آن را معکوس جلوه می‌دهند. برای ما بسیار روشن است که این حرفها در اصل از رژیم آخوندها سرچشمه می‌گیرد و یک کار عمده وزارت اطلاعات رژیم تولید همین جعلیات است. این کارزاری است که به‌خصوص علیه موقعیت زنان در مقاومت هم انجام می‌دهند.
از آن‌جا که پیشرفت و تعالی زنان این مقاومت و جاذبه برابری و آزادی در صفوف مقاومت و روابط پاک و مطهر زنان و مردان، از مهم‌ترین علت‌های روی آوردن زنان و جوانان به این جنبش است، آخوندها و مستخدمان ایرانی یا غیرایرانی آنها همین وجه درخشان را هدف ناسزاهای خود قرار می‌دهند. اما اگر کسی سرنخ این ناسزاها را بگیرد، یک‌راست به وزارت اطلاعات رژیم آخوندی می‌رسد. یعنی نشان می‌دهد که چقدر رژیم ولایت فقیه از عامل بنیادین پایداری مجاهدین یعنی یک روابط مبتنی بر آزادی و عنصر انسانی، وحشت دارد. همان گوهری که پایداری در سخت‌ترین شرایط را ممکن کرده است.
خواهران و برادران عزیز
شما امروز علاوه بر انتخاب مسئول اول‌تان، سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران را هم جشن می‌گیرید. در آغاز چهل‌وهفتمین سال حیات مجاهدین، جشن شما هرچه جوشانتر و خروشان‌تر باد. زیرا که شادی شما شفای قلوب ملت اسیری است که به اشرف چشم دوخته است.
راستی که چه نفس‌های پربرکتی، چه نیتهای پاک و حیات‌بخشی بنیان‌گذاران شما داشته‌اند که نسل شما زیر بمباران انواع ضربه‌ها، انواع دسیسه‌ها، قتل‌عامها و کشتارها، و سیلاب بی‌وقفه تهمت‌ها و افترائات به‌جای نابود شدن، پی‌درپی قد می‌افرازد. سلام به ارواح طیبه بنیان‌گذاران مجاهدین، شهیدان والامقام محمدحنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع زادگان.
در فردای شهادت آنها، مجاهدین گروه اندکی بودند که اغلب در زندانها به‌سر می‌بردند. و آثار فروبرنده ضربات ساواک، آنها را از هر سو احاطه کرده بود. چندی بعد ضربات و خیانت اپورتونیست‌ها و مرتجعان هم از هر طرف فرود می‌آمد و چشم‌اندازی جز تاریکی و تیرگی نبود. این لطف و عنایت خدا بود که شامل حال مردم ایران شد تا مسعود، به حبس ابد محکوم شد و توانست در زندانهای شاه مجدداً مجاهدین را بازسازی کند و آنها را از نابودی برهاند و به هماورد اصلی رژیم خمینی ارتقادهد.
راستی کدام کلمات می‌تواند اهمیت حیاتی اراده و اندیشه او را توصیف کند که این جنبش را بارها از کام نیستی و انحراف و بن‌بست بیرون کشید و به اوج رساند. به نظر من درک این حقیقت احساس دین و در نتیجه مسئولیت همه ما را سنگین می‌کند تا بتوانیم به تعهدات خود در این مسیر حق و ضروری برای رهایی مردم اسیرمان قیام کنیم.
خواهران و برادران عزیزم
می‌دانم موضوع‌هایی که در این فرصت به اشاره گفتم، هرکدام شایان بحثهای دامنه‌داری است. انشاالله در آینده باید بیشتر در این باره گفتگو کنیم.
اما اگر تمام بحثها را بخواهم در یکی دو جمله خلاصه کنم، فشرده‌اش این است که انتخاب مسئول اول در این شرایط، مجاهدین را صدها بار مستحکمتر، منسجم‌تر، مهاجمتر، جنگنده‌تر و شکست‌ناپذیرتر می‌کند. کما این‌که در نقطه مقابل، سیلی محکمی به ولایت فقیه است، رژیم حاکم را می‌لرزاند و بر شقه و شکست و انزوای آن می‌افزاید.
پیام لحظه غرور آفرینی که امروز شما خلق کردید، قیام و مقاومت و ایستادگی برای زنان و جوانان و قیام‌آفرینان و بشارت پیروزی مردم ایران بر رژیم ولایت فقیه است.
در این صحنه شورانگیز شما امروز یکبار دیگر الگو و راه‌حل و راه و راهنما را به همگان نشان دادید که اشرف است و مبارزه اشرف‌نشان برای تغییر و دگرگونی بنیادی در ایران و دستیابی به مقصد بزرگ مردم ایران که آزادی است.
سلام بر اشرف
سلام بر آزادی و سلام بر مسعود راهبر این نسل که چنین نسل پرشکوه، دنباله‌دار و آینده داری را تربیت کرده است
و هزار سلام بر مردم ایران، درود بر همه شما