دکتر آلخو ویدال کوادراس
نائب رئیس پارلمان اروپا
فراخوان به خانم هیلاری کلینتون
درباره اظهارات یک دیپلومات آمریکایی علیه ساکنان اشرف
۲۵ ژوئیه ۲۰۱۱
کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت اظهارات دیپلومات آمریکایی آقای لارنس باتلر در روزنامه نیویورک تایمز ۲۳ ژوییه و رویکردهای او با جان ۳۴۰۰ پناهنده بیدفاع و بیسلاح در اشرف را انزجار بر انگیز، شوکه کننده و در خدمت فاشیسم دینی حاکم بر ایران میداند و از وزیر خارجه آمریکا میخواهد تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از یک خونریزی دیگر اتخاذ کند.
مطالب او در مقاله نیویورک تایمز، یک ادعانامه مغرضانه، و یکطرفه علیه ساکنان اشرف است که آقای باتلر مأموریت داشت از کشتار آنها جلوگیری کند.
آقای باتلر، برخلاف همه عرفهای شناخته شده، خبرنگار روزنامه را در تاریخ ۱۴ ژوییه با کتمان هویتش و معرفی او بهعنوان یک کارمند سفارت آمریکا، جزء هیأت خود به ششمین جلسه مذاکره با رهبری اشرف برده است.
در این مقاله که ظاهراً جلسه مذاکرات را گزارش میکند، کمترین اشارهیی به حرفها و استدلالهای طرف مقابل یعنی ساکنان اشرف نشده است. گویا آقای باتلر با دیوار مذاکره میکرده است!
وقتی هم که خبرنگار روز قبل از انتشار این اظهارات شرمآور، برای تکمیل این صحنهسازی کثیف به دفتر شورای ملی مقاومت در پاریس مراجعه میکند و پاسخهای خود را با اسناد و مدارک مکفی دریافت میکند، در مقالهاش هیچ اشارهیی به این پاسخها نمیکند.
آقای باتلر میخواهد چنین تصویری از ساکنان اشرف ارائه دهد:
یک گروه از تروریستهای افراطی که قبول نمیکنند کمپی را که بهطور غیرقانونی در عراق اشغال کردهاند تخلیه کنند. در نتیجه توسط ارتش عراق مجبور میشوند به حاکمیت عراق احترام بگذارند و دستورات مقام مدنی مشروع کشور را اطاعت کنند. اگر مقاومت کنند و خسارت جانی وجود داشته باشد، این تقصیر سازمان مجاهدین است که یک دنده و غیرمنطقی است...
او میخواهد چنین القاء کند که یک درگیری بین نیروهای ارتش عراق و یک گروه از تروریستهای ایرانی بوده است.
لحن آقای باتلر در این مصاحبه بقدری خصمانه است که بهنظر میرسد هدف اصلی او راضی کردن رژیم ایران است که مسئولیت کشتار اخیر ۱۵ سرباز آمریکایی در عراق را برعهده داشت با سلاحهایی که عنوان «ساخت وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران» عمداً از روی آنها پاک نشده بود.
در کدام یک از چالشهای مهم بینالمللی از آسیا تا اروپا و آمریکایی لاتین، در همان زمان که دیپلماتهای آمریکایی مسئولیت میانجیگری و مذاکرهیی را برعهده داشتهاند، در نقش دشمن یک طرف دعوا ظاهر شدهاند؟
سطح سیاسی نازل و غیرحرفهیی و اطلاعات بیپایه مطلب یادشده، آن را به حدی از سخافت تنزل داده که شایان اعتنا نیست.
اما از آنجا که حکومتهای ایران و عراق، میتوانند چنین اظهاراتی را برای توجیه سرکوب ساکنان اشرف در گذشته و آینده مورد استفاده قرار بدهند، کاری که رژیم ایران بلادرنگ آن را در رسانههای خود انجام داد، کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت، که وضعیت اشرف و همه اظهارات پیرامون آن را بهدقت زیر نظر دارد، خود را موظف میبیند، نکات زیر را به اطلاع افکار عمومی برساند:
۱- چند هفته پس از قتلعام ۸آوریل ۲۰۱۱، درحالیکه جهان انگشت اتهام را به سوی آمریکا نشانه رفته بود که به وظایفش در قبال حفاظت ساکنان اشرف عمل نکرده است، و پس از اینکه به توصیه کمیسر عالی حقوقبشر و بسیاری از مراجع بینالمللی تلاشهای گستردهیی در سطح اروپا برای بازاسکان ساکنان اشرف در کشورهای ثالث شروع شد، به ناگهان آقای باتلر با یک پیش آگهی مطبوعاتی البته بدون ذکر اسم خود اعلام کرد که طرح جدیدی دارد که بر اساس آن میخواهد ساکنان را به نقطه دیگری از عراق منتقل کند. کمیته بینالمللی عدالت در همان زمان هم به این نکته دقت داشت که باتلر در اظهارات خود، با تردستی تلاش کرد جای قربانی و جلاد را عوض نموده و رهبری مجاهدین را طرفی معرفی کند که بهخاطر ملاحظات سیاسی، اهمیتی به جان ساکنان اشرف نمیدهند (رویتر ۵ مه ۲۰۱۱)
با این همه، ساکنان اشرف با حسننیت و همکاری کامل، با باتلر وارد مذاکره و گفتگو شدند و اعلام کردند حاضر به هرگونه انعطافی جز تسلیم در مقابل رژیم آخوندی هستند.
اما آقای باتلر در گفتگوهای خود با رهبری اشرف، تضمینهای حداقل برای حفاظت جان ساکنان را در صورت جابهجایی بهمراه نداشت. او تنها در یک ماراتن بازی با کلمات به این اکتفا میکرد که میخواهد جان آنها را نجات بدهد. آن هم با منتقل کردن آنها به یک محل ناشناخته و بدون حفاظت نیروهای آمریکایی... .
در نخستین ملاقات بر روی حفظ حیثیت و شرافت رزمندگان آزادی ایران در اشرف تأکید میکرد اما سرانجام، چه بسا در اثر مجالست با مشاور امنیتی مالکی، با بیشرمی خواهان این شد که ساکنان اشرف برای زنده ماندن، انحلال سازمان مجاهدین خلق ایران را اعلام کنند. یعنی تحقق همان خواست فاشیسم دینی حاکم بر ایران است که چه آقای باتلر بخواهد و چه نخواهد، متضمن کشته شدن آنان نیز خواهد بود مگر تسلیم شوند. پیشاپیش روشن بود که ساکنان اشرف به حق، هیچگاه حاضر به تندادن به چنین ذلتی نیستند.
در یک نمونه دیگر، آقای باتلر قبل از اولین بازدید از اشرف، برخلاف همه عرفهای شناخته شده بینالمللی، بدون معرفی هویت واقعی خود بهعنوان یک کارمند ساده سازمان ملل در ملاقات بین رهبری کمپ و معاون نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد حاضر شد که متعاقباً مورد اعتراض شدید ساکنان اشرف و معذرتخواهی نمایندگان سازمان ملل از آنها قرار گرفت.
۲- در اواخر آوریل، پارلمان اروپا طرح انتقال ساکنان اشرف به کشورهای سوم را ارائه کرد. رهبری اشرف تلاش سخت و تحسینبرانگیزی برای متقاعد کردن ساکنان به پذیرش این طرح و دست شستن از محل اقامت ۲۵سالهشان بهعمل آورد. این طرح با تشویق و تفاهم خانم اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا مواجه شد، حمایت بسیاری پارلمانهای جهان را به دست آورد، شماری از وزیران خارجه دولتهای اروپایی نسبت به آن ابراز حمایت کردند و در عراق از ریاست پارلمان تا نائب رئیسجمهور، معاون نخستوزیر، برخی وزرا و جنبش العراقیه از آن جانبداری کردند.
۳ـ با این حال وقتی رهبری اشرف با اصرارهای سفیر باتلر برای جابهجایی در داخل عراق مواجه شدند، اعلام کردند که جابهجایی در داخل عراق کشتار و سرکوب آنها را تسریع و تسهیل میکند و تنها در صورتی حاضرند آن را بپذیرند که آمریکا در محل جدید رسماً حفاظت ساکنان را برعهده بگیرد.
در عین حال رهبری کمپ ۶ طرح آلترناتیو به باتلر ارائه دادند.
این طرحها طیفی از راهحلها از حفاظت تحت نظر ملل متحد در اشرف تا انتقال به محل دیگر تحت حفاظت مستقیم آمریکا تا انتقال موقت به کشورهای مجاور و انتقال جمعی و تحت نظر به خاک تحت حاکمیت آمریکا را در برمیگیرد.
ارائه این طرحها، تا آنجا که به رهبری اشرف برمیگردد، نرمش بیش از اندازهیی است که هیچکدام از وکلا و مشاوران حقوقی در اروپا و آمریکا، نظر موافقی با آن نداشتند. بهنظر میرسد که این نرمش و انعطاف فوقالعاده به توصیه و درخواست رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران، خانم مریم رجوی صورت گرفته است. زیرا از این پیشتر ساکنان اشرف که ما با بسیاری از آنها رو در رو گفتگو کردهایم، مطلقاً آمادگی پذیرش راهحل پارلمان اروپا و انتقال به کشور ثالث را نداشتند و با آن به جّد مخالفت میکردند.
۴- خانم مژگان پارسایی از طرف ساکنان اشرف در نامهیی به تاریخ ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۱ به آقای باتلر، ضمن شرح کاملی از سیر این مذاکرات، تمام توافقهای مورد قبول ساکنان اشرف و نیز طرحهای ۶ گانه را یک بار دیگر به سفیر باتلر ارائه کرد. در این نامه وی علاوه برطرحهای فوق، یک قدم فراتر گذاشت و اعلام کرد ساکنان اشرف آمادگی دارند، اشرف تحت نظارت کمیساریای عالی پناهندگان و یونامی قرار بگیرد. این نامه تصویر کاملی از حسننیت فوقالعاده و نرمش رهبری اشرف را ارائه میکند.
۵ ـ اظهارات سفیر باتلر در حالیست که:
ـ در دوم ژوئیه ۲۰۱۱، ۵۲۵هزار تن از مردم دیالی (همگی، ۱۸سال به بالا و دارای اسامی و آدرسهای مشخص و در دسترس) با امضای بیانیهیی خواهان حفاظت اشرف از سوی ملل متحد شدند، جابهجایی آنها در داخل عراق را زمینهسازی برای کشتن آنها دانستند و از راهحل پارلمان اروپا و پیششرطها و الزامات آن قویاً حمایت کردند.
ـ در ۷ ژوئیه ۲۰۱۱، دبیرکل ملل متحد در گزارش به شورای امنیت، موضوع اشرف را در پاراگرافهای ۴۹ و ۶۶ مورد توجه قرار داد. وی از جمله تأکید کرد: «من از تمامی طرفهای ذینفع و درگیر میخواهم که تلاشهای خود را برای یافتن طرحها و جستجو برای راهحلهای متناسب شدت ببخشند. راهحلهایی که در عین احترام به حق حاکمیت عراق با قوانین بینالمللی حقوقبشر و اصول انساندوستانه همخوانی داشته باشد و به این منظور من از کشورهای عضو میخواهم که به کمک و تسهیل اجرای هرگونه ترتیباتی بپردازند که مورد پذیرش همه طرفها (مشخصاً دولت عراق و ساکنان اشرف) باشد». نکاتی که بهوضوح از جابهجایی در داخل عراق فاصله میگیرد و در انسجام با راهحل کشور ثالث است.
ـ در ۱۱ ژوئیه۲۰۱۱، دادگاه ملی اسپانیا طی حکمی با تأکید مجدد بر این واقعیت که ساکنان اشرف «افراد حفاظتشده» طبق کنوانسیون چهارم ژنو میباشند، تحقیقات علیه مالکی نخستوزیر و علی غیدان فرمانده نیروی زمینی و چند افسر دیگر عراقی را بهخاطر کشتار ۸آوریل آغاز کرد. مالکی پس از پایان دوره نخست وزیریاش میبایست، در مقابل دادگاه ظاهر شود.
ـ در ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۱، اسامه النجیفی، رئیس پارلمان عراق در یک اجلاس در پارلمان اروپا در بروکسل، اظهار کرد: «یک کمیته مستقل میباید حمله (۸آوریل به کمپ اشرف) را مورد تحقیق قرار دهد. ما از طرح انتقال به کشورهای سوم پشتیبانی میکنیم و اگر بشود آنها را به اروپا منتقل کرد یک راهحل منطقی است. طرحی که برای جابهجایی آنها در داخل عراق ارائه شده است، از سوی همه طرفها رد شده و از نظر ما غیرقابلقبول است. ما از راهحل کشورهای سوم پشتیبانی میکنیم».
ـ در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱، کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا به اتفاق آرا متممی را به لایحه بودجه وزارتخارجه تصویب کرد که بر حسب آن ایالات متحده، متعهد به انجام همه اقدامات لازم و مقتضی طبق موافقتنامههای بینالمللی و تعهدات آمریکا میشود تا امنیت فیزیکی ساکنان اشرف را تضمین کند، از جابهجایی اجباری در داخل عراق ممانعت بهعمل بیاورد و حضور قوی و فعال یونامی را در داخل اشرف تأمین نماید.
آیا بد دهانی باتلر علیه ساکنان اشرف، واکنشی در برابر شکست سنگین طرح ناموجهی است که هم سازمان ملل، هم کنگره آمریکا و هم طرفهای مختلف در عراق (به استثنای وابستگان رژیم ایران) آن را رد کردهاند؟ آیا بهراستی وقتی همه طرفهای معتبر، چنین طرح ناموجهی را رد کردهاند، آقای باتلر انتظاردارد که ساکنان اشرف آن را بپذیرند؟
۶ـ در ۲۰ مه ۲۰۱۱من به همراه آقای مورتن هوگلند عضو کمیسیون خارجه پارلمان نروژ که آخرین بار با هم از اشرف بازدید کردیم، در نامهیی به سفیر ایالات متحده آمریکا در نروژ که نسخهای از آن را برای آقای باتلر هم فرستادیم نوشتیم:
همه تجارب ما از دولت عراق و نفوذ رژیم ایران بر روی آن، اطلاعات ما از داخل رژیم ایران و نقض مستمر همه تضمینهای مکتوب و غیرمکتوبی که دولت عراق به آمریکا در مورد ساکنان اشرف داده است، برای ما هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که هرگونه جابهجایی ساکنان اشرف در داخل عراق هیچ نتیجهای جز حمله به آنها در ابعاد بزرگتر و ایجاد یک آشویتس جدید نخواهد داشت. جابهجایی به هیچوجه یک راهحل نیست. خطرات جابهجایی برای مقامات مسئول آمریکایی نیز بهخوبی روشن است از جمله آقای جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه در استماع ۲۸اکتبر ۲۰۰۹ در کنگره گفت:
«یک تمایل عراقی برای انتقال اشرف به جای دیگر در داخل عراق به حمام خون منجر میشود، بنابراین باور کنید ما همیشه مشغول و درگیر این موضوع هستیم».
براستی، وقتی طرح جابهجایی در داخل عراق مطرح میشود، چه کسی میخواهد حفاظت محل جدید را در عراق برعهده بگیرد؟ نیروهای تحتامر مالکی، یا نیروهای آمریکایی و یا نیروهای سازمان ملل؟ اگر نیروهای تحتامر مالکی است که تردیدی در نیت سوء آنها نیست. اگر هم آمریکا یا سازمان ملل برعهده میگیرند چرا آن را رسماً اعلام نمیکنند؟ وانگهی اگر ایالات متحده و سازمان ملل چنین مسئولیتی را میپذیرند، این کار در اشرف از هر جای دیگر عملیتر است.
۷ـ ما هنوز بمباران ساکنان اشرف، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۲۰۰۳ را بیاد داریم که شمار قابل توجهی از آنها را کشت یا مجروح کرد. درحالیکه ساکنان اشرف حتی یک گلوله نیز شلیک نکرده بودند. افترائات آقای باتلر تداعی کننده همان برخورد کثیف است.
این رویکرد از نظر سیاسی زیانبار، و از نظر اخلاقی بسیار غلط است.
تردیدی نیست که هر اقدامی علیه مقاومت ایران، که وزنه تعادل استراتژیک در برابر بنیادگرایی هدایت شده از تهران است، مشکلات آمریکا و غرب را هم در عراق و هم در ایران مضاعف میکند.
ما معتقدیم که ادامه مذاکره ساکنان اشرف با آقای باتلر کاملاً زیان بار است و توصیه ما به آنها اینست که تا معذرتخواهی رسمی آقای باتلر، از ادامه اینگونه مذاکرات خوداری کنند.
معذرتخواهی حداقل چیزی است، که یک دیپلومات شرافتمند در چنین شرایطی میتواند انجام بدهد.
بر این اساس از سوی کمیته در جستجوی عدالت، از وزیر خارجه هیلاری کلینتون و وزارتخارجه میخواهم قویاً ایده انتقال ساکنان اشرف به کشورهای سوم را حمایت کنند.
این واکنش، ضروری حیثیت آمریکا و دوری جستن از یک افتضاح محتمل است که بر فضای انتخابات سال آینده آمریکا سایه میافکند.
بهعنوان دوستان و متحدان ایالات متحده، نمیخواهیم مسئولیت ریخته شدن خون مخالفان ایرانی، بهویژه زنان که بسیاری از آنان مانند کشتهشدگان ۸آوریل در سنین جوانی هستند، به پای آمریکا نوشته شود.
آلخو ویدال کوادراس
رئیس کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت
نایبرئیس پارلمان اروپا
نائب رئیس پارلمان اروپا
فراخوان به خانم هیلاری کلینتون
درباره اظهارات یک دیپلومات آمریکایی علیه ساکنان اشرف
۲۵ ژوئیه ۲۰۱۱
کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت اظهارات دیپلومات آمریکایی آقای لارنس باتلر در روزنامه نیویورک تایمز ۲۳ ژوییه و رویکردهای او با جان ۳۴۰۰ پناهنده بیدفاع و بیسلاح در اشرف را انزجار بر انگیز، شوکه کننده و در خدمت فاشیسم دینی حاکم بر ایران میداند و از وزیر خارجه آمریکا میخواهد تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از یک خونریزی دیگر اتخاذ کند.
مطالب او در مقاله نیویورک تایمز، یک ادعانامه مغرضانه، و یکطرفه علیه ساکنان اشرف است که آقای باتلر مأموریت داشت از کشتار آنها جلوگیری کند.
آقای باتلر، برخلاف همه عرفهای شناخته شده، خبرنگار روزنامه را در تاریخ ۱۴ ژوییه با کتمان هویتش و معرفی او بهعنوان یک کارمند سفارت آمریکا، جزء هیأت خود به ششمین جلسه مذاکره با رهبری اشرف برده است.
در این مقاله که ظاهراً جلسه مذاکرات را گزارش میکند، کمترین اشارهیی به حرفها و استدلالهای طرف مقابل یعنی ساکنان اشرف نشده است. گویا آقای باتلر با دیوار مذاکره میکرده است!
وقتی هم که خبرنگار روز قبل از انتشار این اظهارات شرمآور، برای تکمیل این صحنهسازی کثیف به دفتر شورای ملی مقاومت در پاریس مراجعه میکند و پاسخهای خود را با اسناد و مدارک مکفی دریافت میکند، در مقالهاش هیچ اشارهیی به این پاسخها نمیکند.
آقای باتلر میخواهد چنین تصویری از ساکنان اشرف ارائه دهد:
یک گروه از تروریستهای افراطی که قبول نمیکنند کمپی را که بهطور غیرقانونی در عراق اشغال کردهاند تخلیه کنند. در نتیجه توسط ارتش عراق مجبور میشوند به حاکمیت عراق احترام بگذارند و دستورات مقام مدنی مشروع کشور را اطاعت کنند. اگر مقاومت کنند و خسارت جانی وجود داشته باشد، این تقصیر سازمان مجاهدین است که یک دنده و غیرمنطقی است...
او میخواهد چنین القاء کند که یک درگیری بین نیروهای ارتش عراق و یک گروه از تروریستهای ایرانی بوده است.
لحن آقای باتلر در این مصاحبه بقدری خصمانه است که بهنظر میرسد هدف اصلی او راضی کردن رژیم ایران است که مسئولیت کشتار اخیر ۱۵ سرباز آمریکایی در عراق را برعهده داشت با سلاحهایی که عنوان «ساخت وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران» عمداً از روی آنها پاک نشده بود.
در کدام یک از چالشهای مهم بینالمللی از آسیا تا اروپا و آمریکایی لاتین، در همان زمان که دیپلماتهای آمریکایی مسئولیت میانجیگری و مذاکرهیی را برعهده داشتهاند، در نقش دشمن یک طرف دعوا ظاهر شدهاند؟
سطح سیاسی نازل و غیرحرفهیی و اطلاعات بیپایه مطلب یادشده، آن را به حدی از سخافت تنزل داده که شایان اعتنا نیست.
اما از آنجا که حکومتهای ایران و عراق، میتوانند چنین اظهاراتی را برای توجیه سرکوب ساکنان اشرف در گذشته و آینده مورد استفاده قرار بدهند، کاری که رژیم ایران بلادرنگ آن را در رسانههای خود انجام داد، کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت، که وضعیت اشرف و همه اظهارات پیرامون آن را بهدقت زیر نظر دارد، خود را موظف میبیند، نکات زیر را به اطلاع افکار عمومی برساند:
۱- چند هفته پس از قتلعام ۸آوریل ۲۰۱۱، درحالیکه جهان انگشت اتهام را به سوی آمریکا نشانه رفته بود که به وظایفش در قبال حفاظت ساکنان اشرف عمل نکرده است، و پس از اینکه به توصیه کمیسر عالی حقوقبشر و بسیاری از مراجع بینالمللی تلاشهای گستردهیی در سطح اروپا برای بازاسکان ساکنان اشرف در کشورهای ثالث شروع شد، به ناگهان آقای باتلر با یک پیش آگهی مطبوعاتی البته بدون ذکر اسم خود اعلام کرد که طرح جدیدی دارد که بر اساس آن میخواهد ساکنان را به نقطه دیگری از عراق منتقل کند. کمیته بینالمللی عدالت در همان زمان هم به این نکته دقت داشت که باتلر در اظهارات خود، با تردستی تلاش کرد جای قربانی و جلاد را عوض نموده و رهبری مجاهدین را طرفی معرفی کند که بهخاطر ملاحظات سیاسی، اهمیتی به جان ساکنان اشرف نمیدهند (رویتر ۵ مه ۲۰۱۱)
با این همه، ساکنان اشرف با حسننیت و همکاری کامل، با باتلر وارد مذاکره و گفتگو شدند و اعلام کردند حاضر به هرگونه انعطافی جز تسلیم در مقابل رژیم آخوندی هستند.
اما آقای باتلر در گفتگوهای خود با رهبری اشرف، تضمینهای حداقل برای حفاظت جان ساکنان را در صورت جابهجایی بهمراه نداشت. او تنها در یک ماراتن بازی با کلمات به این اکتفا میکرد که میخواهد جان آنها را نجات بدهد. آن هم با منتقل کردن آنها به یک محل ناشناخته و بدون حفاظت نیروهای آمریکایی... .
در نخستین ملاقات بر روی حفظ حیثیت و شرافت رزمندگان آزادی ایران در اشرف تأکید میکرد اما سرانجام، چه بسا در اثر مجالست با مشاور امنیتی مالکی، با بیشرمی خواهان این شد که ساکنان اشرف برای زنده ماندن، انحلال سازمان مجاهدین خلق ایران را اعلام کنند. یعنی تحقق همان خواست فاشیسم دینی حاکم بر ایران است که چه آقای باتلر بخواهد و چه نخواهد، متضمن کشته شدن آنان نیز خواهد بود مگر تسلیم شوند. پیشاپیش روشن بود که ساکنان اشرف به حق، هیچگاه حاضر به تندادن به چنین ذلتی نیستند.
در یک نمونه دیگر، آقای باتلر قبل از اولین بازدید از اشرف، برخلاف همه عرفهای شناخته شده بینالمللی، بدون معرفی هویت واقعی خود بهعنوان یک کارمند ساده سازمان ملل در ملاقات بین رهبری کمپ و معاون نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد حاضر شد که متعاقباً مورد اعتراض شدید ساکنان اشرف و معذرتخواهی نمایندگان سازمان ملل از آنها قرار گرفت.
۲- در اواخر آوریل، پارلمان اروپا طرح انتقال ساکنان اشرف به کشورهای سوم را ارائه کرد. رهبری اشرف تلاش سخت و تحسینبرانگیزی برای متقاعد کردن ساکنان به پذیرش این طرح و دست شستن از محل اقامت ۲۵سالهشان بهعمل آورد. این طرح با تشویق و تفاهم خانم اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا مواجه شد، حمایت بسیاری پارلمانهای جهان را به دست آورد، شماری از وزیران خارجه دولتهای اروپایی نسبت به آن ابراز حمایت کردند و در عراق از ریاست پارلمان تا نائب رئیسجمهور، معاون نخستوزیر، برخی وزرا و جنبش العراقیه از آن جانبداری کردند.
۳ـ با این حال وقتی رهبری اشرف با اصرارهای سفیر باتلر برای جابهجایی در داخل عراق مواجه شدند، اعلام کردند که جابهجایی در داخل عراق کشتار و سرکوب آنها را تسریع و تسهیل میکند و تنها در صورتی حاضرند آن را بپذیرند که آمریکا در محل جدید رسماً حفاظت ساکنان را برعهده بگیرد.
در عین حال رهبری کمپ ۶ طرح آلترناتیو به باتلر ارائه دادند.
این طرحها طیفی از راهحلها از حفاظت تحت نظر ملل متحد در اشرف تا انتقال به محل دیگر تحت حفاظت مستقیم آمریکا تا انتقال موقت به کشورهای مجاور و انتقال جمعی و تحت نظر به خاک تحت حاکمیت آمریکا را در برمیگیرد.
ارائه این طرحها، تا آنجا که به رهبری اشرف برمیگردد، نرمش بیش از اندازهیی است که هیچکدام از وکلا و مشاوران حقوقی در اروپا و آمریکا، نظر موافقی با آن نداشتند. بهنظر میرسد که این نرمش و انعطاف فوقالعاده به توصیه و درخواست رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران، خانم مریم رجوی صورت گرفته است. زیرا از این پیشتر ساکنان اشرف که ما با بسیاری از آنها رو در رو گفتگو کردهایم، مطلقاً آمادگی پذیرش راهحل پارلمان اروپا و انتقال به کشور ثالث را نداشتند و با آن به جّد مخالفت میکردند.
۴- خانم مژگان پارسایی از طرف ساکنان اشرف در نامهیی به تاریخ ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۱ به آقای باتلر، ضمن شرح کاملی از سیر این مذاکرات، تمام توافقهای مورد قبول ساکنان اشرف و نیز طرحهای ۶ گانه را یک بار دیگر به سفیر باتلر ارائه کرد. در این نامه وی علاوه برطرحهای فوق، یک قدم فراتر گذاشت و اعلام کرد ساکنان اشرف آمادگی دارند، اشرف تحت نظارت کمیساریای عالی پناهندگان و یونامی قرار بگیرد. این نامه تصویر کاملی از حسننیت فوقالعاده و نرمش رهبری اشرف را ارائه میکند.
۵ ـ اظهارات سفیر باتلر در حالیست که:
ـ در دوم ژوئیه ۲۰۱۱، ۵۲۵هزار تن از مردم دیالی (همگی، ۱۸سال به بالا و دارای اسامی و آدرسهای مشخص و در دسترس) با امضای بیانیهیی خواهان حفاظت اشرف از سوی ملل متحد شدند، جابهجایی آنها در داخل عراق را زمینهسازی برای کشتن آنها دانستند و از راهحل پارلمان اروپا و پیششرطها و الزامات آن قویاً حمایت کردند.
ـ در ۷ ژوئیه ۲۰۱۱، دبیرکل ملل متحد در گزارش به شورای امنیت، موضوع اشرف را در پاراگرافهای ۴۹ و ۶۶ مورد توجه قرار داد. وی از جمله تأکید کرد: «من از تمامی طرفهای ذینفع و درگیر میخواهم که تلاشهای خود را برای یافتن طرحها و جستجو برای راهحلهای متناسب شدت ببخشند. راهحلهایی که در عین احترام به حق حاکمیت عراق با قوانین بینالمللی حقوقبشر و اصول انساندوستانه همخوانی داشته باشد و به این منظور من از کشورهای عضو میخواهم که به کمک و تسهیل اجرای هرگونه ترتیباتی بپردازند که مورد پذیرش همه طرفها (مشخصاً دولت عراق و ساکنان اشرف) باشد». نکاتی که بهوضوح از جابهجایی در داخل عراق فاصله میگیرد و در انسجام با راهحل کشور ثالث است.
ـ در ۱۱ ژوئیه۲۰۱۱، دادگاه ملی اسپانیا طی حکمی با تأکید مجدد بر این واقعیت که ساکنان اشرف «افراد حفاظتشده» طبق کنوانسیون چهارم ژنو میباشند، تحقیقات علیه مالکی نخستوزیر و علی غیدان فرمانده نیروی زمینی و چند افسر دیگر عراقی را بهخاطر کشتار ۸آوریل آغاز کرد. مالکی پس از پایان دوره نخست وزیریاش میبایست، در مقابل دادگاه ظاهر شود.
ـ در ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۱، اسامه النجیفی، رئیس پارلمان عراق در یک اجلاس در پارلمان اروپا در بروکسل، اظهار کرد: «یک کمیته مستقل میباید حمله (۸آوریل به کمپ اشرف) را مورد تحقیق قرار دهد. ما از طرح انتقال به کشورهای سوم پشتیبانی میکنیم و اگر بشود آنها را به اروپا منتقل کرد یک راهحل منطقی است. طرحی که برای جابهجایی آنها در داخل عراق ارائه شده است، از سوی همه طرفها رد شده و از نظر ما غیرقابلقبول است. ما از راهحل کشورهای سوم پشتیبانی میکنیم».
ـ در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱، کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا به اتفاق آرا متممی را به لایحه بودجه وزارتخارجه تصویب کرد که بر حسب آن ایالات متحده، متعهد به انجام همه اقدامات لازم و مقتضی طبق موافقتنامههای بینالمللی و تعهدات آمریکا میشود تا امنیت فیزیکی ساکنان اشرف را تضمین کند، از جابهجایی اجباری در داخل عراق ممانعت بهعمل بیاورد و حضور قوی و فعال یونامی را در داخل اشرف تأمین نماید.
آیا بد دهانی باتلر علیه ساکنان اشرف، واکنشی در برابر شکست سنگین طرح ناموجهی است که هم سازمان ملل، هم کنگره آمریکا و هم طرفهای مختلف در عراق (به استثنای وابستگان رژیم ایران) آن را رد کردهاند؟ آیا بهراستی وقتی همه طرفهای معتبر، چنین طرح ناموجهی را رد کردهاند، آقای باتلر انتظاردارد که ساکنان اشرف آن را بپذیرند؟
۶ـ در ۲۰ مه ۲۰۱۱من به همراه آقای مورتن هوگلند عضو کمیسیون خارجه پارلمان نروژ که آخرین بار با هم از اشرف بازدید کردیم، در نامهیی به سفیر ایالات متحده آمریکا در نروژ که نسخهای از آن را برای آقای باتلر هم فرستادیم نوشتیم:
همه تجارب ما از دولت عراق و نفوذ رژیم ایران بر روی آن، اطلاعات ما از داخل رژیم ایران و نقض مستمر همه تضمینهای مکتوب و غیرمکتوبی که دولت عراق به آمریکا در مورد ساکنان اشرف داده است، برای ما هیچ تردیدی باقی نمیگذارد که هرگونه جابهجایی ساکنان اشرف در داخل عراق هیچ نتیجهای جز حمله به آنها در ابعاد بزرگتر و ایجاد یک آشویتس جدید نخواهد داشت. جابهجایی به هیچوجه یک راهحل نیست. خطرات جابهجایی برای مقامات مسئول آمریکایی نیز بهخوبی روشن است از جمله آقای جفری فلتمن، دستیار وزیر خارجه در استماع ۲۸اکتبر ۲۰۰۹ در کنگره گفت:
«یک تمایل عراقی برای انتقال اشرف به جای دیگر در داخل عراق به حمام خون منجر میشود، بنابراین باور کنید ما همیشه مشغول و درگیر این موضوع هستیم».
براستی، وقتی طرح جابهجایی در داخل عراق مطرح میشود، چه کسی میخواهد حفاظت محل جدید را در عراق برعهده بگیرد؟ نیروهای تحتامر مالکی، یا نیروهای آمریکایی و یا نیروهای سازمان ملل؟ اگر نیروهای تحتامر مالکی است که تردیدی در نیت سوء آنها نیست. اگر هم آمریکا یا سازمان ملل برعهده میگیرند چرا آن را رسماً اعلام نمیکنند؟ وانگهی اگر ایالات متحده و سازمان ملل چنین مسئولیتی را میپذیرند، این کار در اشرف از هر جای دیگر عملیتر است.
۷ـ ما هنوز بمباران ساکنان اشرف، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۲۰۰۳ را بیاد داریم که شمار قابل توجهی از آنها را کشت یا مجروح کرد. درحالیکه ساکنان اشرف حتی یک گلوله نیز شلیک نکرده بودند. افترائات آقای باتلر تداعی کننده همان برخورد کثیف است.
این رویکرد از نظر سیاسی زیانبار، و از نظر اخلاقی بسیار غلط است.
تردیدی نیست که هر اقدامی علیه مقاومت ایران، که وزنه تعادل استراتژیک در برابر بنیادگرایی هدایت شده از تهران است، مشکلات آمریکا و غرب را هم در عراق و هم در ایران مضاعف میکند.
ما معتقدیم که ادامه مذاکره ساکنان اشرف با آقای باتلر کاملاً زیان بار است و توصیه ما به آنها اینست که تا معذرتخواهی رسمی آقای باتلر، از ادامه اینگونه مذاکرات خوداری کنند.
معذرتخواهی حداقل چیزی است، که یک دیپلومات شرافتمند در چنین شرایطی میتواند انجام بدهد.
بر این اساس از سوی کمیته در جستجوی عدالت، از وزیر خارجه هیلاری کلینتون و وزارتخارجه میخواهم قویاً ایده انتقال ساکنان اشرف به کشورهای سوم را حمایت کنند.
این واکنش، ضروری حیثیت آمریکا و دوری جستن از یک افتضاح محتمل است که بر فضای انتخابات سال آینده آمریکا سایه میافکند.
بهعنوان دوستان و متحدان ایالات متحده، نمیخواهیم مسئولیت ریخته شدن خون مخالفان ایرانی، بهویژه زنان که بسیاری از آنان مانند کشتهشدگان ۸آوریل در سنین جوانی هستند، به پای آمریکا نوشته شود.
آلخو ویدال کوادراس
رئیس کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت
نایبرئیس پارلمان اروپا

No comments:
Post a Comment